مؤلف مجهول

214

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

و گويند مسنّ بود كه با او بيعت كردند و مردم او را تهنيت ميكردند . او ميگفت بقال كه نماز عصر دكان گشايد پيدا باشد كه چه مقدار معامله كند . و جسر نو بر دجله ظاهر كرد . و ظاهر روز آدينه در اول رجب سنهء ثلاث و عشرين و ستّمائة درگذشت و پسرش مستنصر بر وى نماز كرد ، و [ او را ] به رصّافه دفن كردند . و مدّت خلافتش نه ماه و سيزده روز بود و عمرش پنجاه و دو سال و نيم . [ 36 - خلافت مستنصر ] « 1 » كنيت او ابو جعفر است و نام و نسب او ابى نصر محمد بن الظاهر . روز شنبه سيزدهم رجب سنهء ثلاث و عشرين و ستّمائة با او بيعت كردند و چون بيعت تمام شد ، مستنصر برد پيغمبر عليه السّلام در دوش گرفت در قبّهء مبايعت نشست و مؤيد - الدين وزير بيرون شباك ايستاده و خلق را كلمهء بيعت تلقين ميكرد و هريك را مىگفت بگوييد : « بايعت سيّدنا و مولانا الامام المفترض الطّاعة على جميع الانام ابا جعفر المنصور المستنصر باللّه امير المؤمنين صلوات اللّه عليه على كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلوات اللّه عليه و اجتهاد رأيه الشّريف » . و آن روز [ كه ] خلافت را يافت سى و پنج ساله بود و مردى نيكو و زيرك و عاقل بود و توان [ 147 ر ] گفتن كه در اولاد عباس از او كريم‌تر كس نبود ، و پس از ايّام رشيد و برامكه ، خوشتر از ايام مستنصر نبوده است . و او را آثار مبرّات از مساجد و اربطه و ضيافت‌خانه و مدارس و قناطر و خانها چندان است كه هيچ خليفه را نيست . « 2 » اما بزرگترين آثار او مدرسهء مستنصريه است كه در اسلام مثل آن كس نساخته است . در چهار مذهب آنجا درس گويند و هريك را سدّهء جدا موضوع ،

--> ( 1 ) - تج 347 در اينجا افتادگى دارد ، طق 292 . ( 2 ) - تا اينجا در تج نيست .